تبليغاتX
حکایت دراویش بروجردی
شنبه بیست و پنجم آبان 1387
بازشناسی نقش مدرن تصوف(3)
 

سومین مقاله از سلسله مقالات تحلیلی   "عاقبت بد عت گزاران"

 (باز شناسی نقش مدرن تصوف)

به زودی منتشر می شود.

به قلم: حجت الاسلام علی کشوری

 

نوشته شده توسط دلسوز در 16:18 | | لینک به این مطلب
جمعه سی ام آذر 1386
مقاله دوم عاقبت بد عت گزاران (باز شناسی نقش مدرن تصوف(2))

بسم الله الرحمن الرحيم

بازشناسي تصوف در جهان معاصر(2)

 

تصوف، قطعه ای از پازل دشمن برای برخورد با انقلاب (چه بدانند ،چه نخواهند)

 

در مقاله قبل به اينجا رسيديم که تمدن غرب با اين سوال اساسي رو برو هست که با انقلاب اسلامي چه بايد کرد؟؟

از اولي که اين سوال در مراکز علمي و تصميم گيري  دنياي استکبار مطرح شد جواب هاي گوناگوني به آن داده شد. شايد اولين جواب اين بود که اگر به اين انقلاب ميدان داده شود چون اداره يک حکومت نياز به هماهنگي هاي جهاني و مشورت هاي علمي دارد به تدريج اين حکومت در تمدن مدرن منحل خواهد شد. مدتي اين ايده در سطح دنياي استکبار مطرح شد. بعد از موفقيت هاي  اوليه انقلاب،  تئوري هاي ديگري مانند حمله نظامي و حذف فيزيکي رهبران انقلاب براي کنترل جريان انقلاب مطرح شد. که در نهايت به بالندگي شعارهاي انقلاب در جهان منجر شد.با شکست تئوري برخورد فيزيکي با انقلاب تئوري فشارهاي اقتصادي هم مورد اهتمام قرار گرفت که اين نيز به  شکست انقلاب اسلامي منجر نشد.تلاش براي انزواي جهاني ايران ؛ محروم نمودن ايران از تئوري هاي علمي جديد، سازماندهي مخالفان داخلي و لجستيک سياسي، فرهنگي و اقتصادي ايشان و صد ها طرح ونقشه شوم استکبار به جاي اينکه به انزواي ايران اسلامي بيانجامد در سالهاي اخير منجر به طرح اميدوارانه شعارهاي انقلاب (پيروزي دولت احمدي نژاد) انجاميده است. وايران را بيش از گذشته در سطح جهاني به الگوي مقاومت جهاني در مقابل استکبار تبديل کرده است.

آري در مقابل اين رهبر جديد در عرصه جهاني چه بايد کرد؟؟؟

امروز 27سال است که همچنان اين سوال به عنوان سوالي اساسي در مراکز تحقيقاتي تمدن غرب  مطرح است.

از جمله رويکردهائي که در برخورد با انقلاب اسلامي مطرح بوده است ودر سالهاي گذشته هم مورد توجه بوده است ولي امروز همت بيشتري نسبت به آن معطوف مي شود بحث گسترش نوعي خاص از معنويت است؛ که با اتکاي به آن  "معنويت مبارز در عرصه جهاني" با دنياي استکبار  به حاشيه رانده شود.

امروز اين رويکرد بيش از گذشته مورد توجه قرار مي گيرد و ظهور و تقويت عرفانهاي نوظهور ، تلاش براي گسترش مسيحيت و ساير اديان ، فرق و مذاهب در ايران همگي به دنبال تضعيف روحيه مسئوليت پذيري اسلامي در جهان اسلام هستند. آري اگر اين روحيه مورد تضعيف قرار گيرد راه براي دخالت هاي گسترده استکبار باز مي شود.  بدون ترديد تعاليم مطرح در تصوف و ساير فرق حتي اگر ادعاي تشيع کنند از ناحيه استکبار خطري در خور توجه محسوب نمي شوند. زيرا ديني که آنها ترويج مي کنند به نحوي انسانها را به عدم دخالت در سرنوشت اجتماعي سوق مي دهد و همين موضوع(عدم دخالت در سرنوشت جامعه) غرب مدعي سر پرستي جامعه را بي رقيب مي کند.

با توجه به اين موضوع ، بدون ترديد تقويت فرقه ها  متناسب با فرهنگ ويژه جهان اسلام و ايران اسلامي يک راهبرد  اساسي براي غرب محسوب مي شود و در ايران هم تصوف به ويژه گرايش گنابادي که هماهنگي ظاهري بيشتري با تشيع دارد، مورد حمايت قرار مي گيرد. دراويش چه بدانند چه ندانند؛ چه بخواهند و چه نخواهند قطعه اي از پازل دشمن براي کنترل جريان بيداري اسلامي در جهان هستند. آنچه در اين نوشتار ما به دنبال آن هستيم نگاه به تصوف و فرق از اين زاويه است..........

ادامه دارد....

همه با هم هم سیبیل را احیا می کنیم. برای دفاع از حقوق مردان، سیبیل هایمان را که از قدیمی ترین نمادهای مردانگی است تا اطلاع ثانوی اصلاح نمی کنیم

 

نوشته شده توسط دلسوز در 14:36 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
لزوم باز شناسی فرقه گرائی در شرایط بعد از انقلاب اسلامی.

 

فردا ان شاء الله تعالي

دومين مقاله استراتژيک

عاقبت بدعت گزاران ؟؟؟

 

نوشته شده توسط دلسوز در 23:39 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
مقالات تحليلي عاقبت بدعت گزاران؟؟؟ (قسمت اول)

                                      بسم الله الرحمن الرحيم

 

خلاصه مطلب:

1. شناسائي يک پديده محصول شناسائي شرايط و عوامل رشد آن پديده

2. ضرورت بازشناسي جريان تصوف در دنياي معاصربا توجه به شرايط حاکم بر جهان

3. مقدمات مفهومي بازشناسي نقش فرقه گرائي در جهان معاصر

1/3. عدم توجه به ابعاد معنوي انسان اصلي ترين نتيجه فضاي پرورشي تمدن مدرن (مقدمه اول)

2/3. توجه به ابعاد الهي انسان در کنار بعد مادي ويژگي اصلي انقلاب اسلامي ايران(مقدمه دوم)

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

1. شناسائي يک پديده محصول شناسائي شرايط و عوامل رشد آن پديده

 

تحليل منطقي يک پديده و شرايط رويش آن راه را براي مقابله با آن پديده باز مي کند.

بدون ترديد نمي توان يک پديده فرهنگي ، سياسي ويا اقتصادي را بدون توجه به عوامل وشرايط رشد آن بررسي نمود. به عبارت ديگر شرايط بيروني يک پديده و اجزاي دروني يک پديده عوامل رشد يا انحطاط يک پديده را تعريف مي نمايند.

 

2. ضرورت بازشناسي جريان تصوف در دنياي معاصربا توجه به شرايط حاکم بر جهان

 

جريان تصوف در جهان اسلام هم شرايط و عوامل رشدي دارد که عدم توجه به اين شرايط و عوامل بستر رشد اين پديده ناميمون و انحرافي را تشديد مي کند.

معناي روشي اين مطلب آن است که مسئولين محترم فرهنگي نظام بايد با  اين جريان به وسيله  يک بازشناسي تئوريک جديد برخورد کنند.

بازشناسي اين جريان وتشخيص قطعات ديگر پازلي که تصوف قطعه اي از آن است به طراحي يک برنامه نظام مند منجر خواهد شد که سر انجام آن کمک به  بالندگي بيش از گذشته جريان انقلاب اسلامي از پايگاه مبارزه با فرقه گرائي  در جهان اسلام و به تبع در کل جهان است.

3. مقدمات مفهومي بازشناسي نقش فرقه گرائي در جهان معاصر

1/3. عدم توجه به ابعاد معنوي انسان اصلي ترين نتيجه فضاي پرورشي تمدن مدرن (مقدمه اول)

 

به عنوان اولين مقدمه بايد توجه داشت که امروز همه کشور هاي دنيا بر اساس يک الگوي يک پارچه به مديريت سازمان ملل متحد در عرصه هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي اداره مي شوند.  الگوهاي پيشنهادي سازمان ملل در عرصه هاي مختلف منجر به ايجاد يک فضاي پرورشي خاصي شده است که همه استعدادهاي انساني در اين فضاي پرورشي به سوي آرمانهاي مادي سازماندهي مي شود. در سازمان ملل آينده جهان تعريفي مادي دارد که در اين تعريف که شامل همه وجوه زندگي بشر است ابعاد معنوي انسان بدون ترديد ناديده پنداشته شده است. در تمدن مدرنيته که سازمان ملل براي گسترش آرمانهاي آن برنامه ريزي مي نمايد يک فضاي متلون و متنوع به بشريت پيشنهاد مي شود که نتيجه آن توسعه پوچي و عدم آرامش در بشر مي باشد. انسانهاي پرورش يافته در تمدن مدرن همواره در قلب و ذهن خود تعلقاتي دارند که آنها را به سوي تضاد بيشتر رهنمون مي گردد.

آري دنيائي مادي با آرمانهاي مادي براي انساني با ابعاد معنوي ؛ نتيجه مدرنيته است.

آيا انسان مدرن  ابعاد معنوي خود را فراموش مي کند؟

آيا مي توان با نگاه مادي پاسخي به نيازهاي الهي انسان مدرن داد؟

_ توسعه روانپزشکي در غرب به انگيزه پاسخگوئي مادي به نيازهاي الهي  است_

 

2/3. توجه به ابعاد الهي انسان در کنار بعد مادي ويژگي اصلي انقلاب اسلامي ايران(مقدمه دوم)

 

انقلاب اسلامي " يگانه فقهاي عصر غيبت حضرت امام خميني عظيم الشان" با طرح شعار عدالت در سايه معنويت باب هدايتي براي پاسخگوئي به نيازهاي الهي بشريت مدرن بازکرد.

تمدن ماده محور مدرنيته و سازمان مديريت جهاني اش ناگهان در حوزه مديريت خود گرايشي غير قابل کنترل نسبت به اين انقلاب الهي احساس نمودند. که منشا آن نيازهاي بي پاسخ معنوي بشر بود.

با اين انقلاب که نقطه اثرش قلوب مردمان تشنه معنويت است چه بايد کرد؟؟

آيا مي توان مردمان جهان را بي نياز از معنويت کرد؟؟

آيا مي توان انقلاب اسلامي را نابود کرد؟؟؟

چه بايد کرد؟؟

چه بايد کرد؟؟

                                                                       ادامه دارد............

 

                                                          

 

نوشته شده توسط دلسوز در 1:22 | | لینک به این مطلب