تبليغاتX
حکایت دراویش بروجردی - مقاله دوم عاقبت بد عت گزاران (باز شناسی نقش مدرن تصوف(2))
جمعه سی ام آذر 1386
مقاله دوم عاقبت بد عت گزاران (باز شناسی نقش مدرن تصوف(2))

بسم الله الرحمن الرحيم

بازشناسي تصوف در جهان معاصر(2)

 

تصوف، قطعه ای از پازل دشمن برای برخورد با انقلاب (چه بدانند ،چه نخواهند)

 

در مقاله قبل به اينجا رسيديم که تمدن غرب با اين سوال اساسي رو برو هست که با انقلاب اسلامي چه بايد کرد؟؟

از اولي که اين سوال در مراکز علمي و تصميم گيري  دنياي استکبار مطرح شد جواب هاي گوناگوني به آن داده شد. شايد اولين جواب اين بود که اگر به اين انقلاب ميدان داده شود چون اداره يک حکومت نياز به هماهنگي هاي جهاني و مشورت هاي علمي دارد به تدريج اين حکومت در تمدن مدرن منحل خواهد شد. مدتي اين ايده در سطح دنياي استکبار مطرح شد. بعد از موفقيت هاي  اوليه انقلاب،  تئوري هاي ديگري مانند حمله نظامي و حذف فيزيکي رهبران انقلاب براي کنترل جريان انقلاب مطرح شد. که در نهايت به بالندگي شعارهاي انقلاب در جهان منجر شد.با شکست تئوري برخورد فيزيکي با انقلاب تئوري فشارهاي اقتصادي هم مورد اهتمام قرار گرفت که اين نيز به  شکست انقلاب اسلامي منجر نشد.تلاش براي انزواي جهاني ايران ؛ محروم نمودن ايران از تئوري هاي علمي جديد، سازماندهي مخالفان داخلي و لجستيک سياسي، فرهنگي و اقتصادي ايشان و صد ها طرح ونقشه شوم استکبار به جاي اينکه به انزواي ايران اسلامي بيانجامد در سالهاي اخير منجر به طرح اميدوارانه شعارهاي انقلاب (پيروزي دولت احمدي نژاد) انجاميده است. وايران را بيش از گذشته در سطح جهاني به الگوي مقاومت جهاني در مقابل استکبار تبديل کرده است.

آري در مقابل اين رهبر جديد در عرصه جهاني چه بايد کرد؟؟؟

امروز 27سال است که همچنان اين سوال به عنوان سوالي اساسي در مراکز تحقيقاتي تمدن غرب  مطرح است.

از جمله رويکردهائي که در برخورد با انقلاب اسلامي مطرح بوده است ودر سالهاي گذشته هم مورد توجه بوده است ولي امروز همت بيشتري نسبت به آن معطوف مي شود بحث گسترش نوعي خاص از معنويت است؛ که با اتکاي به آن  "معنويت مبارز در عرصه جهاني" با دنياي استکبار  به حاشيه رانده شود.

امروز اين رويکرد بيش از گذشته مورد توجه قرار مي گيرد و ظهور و تقويت عرفانهاي نوظهور ، تلاش براي گسترش مسيحيت و ساير اديان ، فرق و مذاهب در ايران همگي به دنبال تضعيف روحيه مسئوليت پذيري اسلامي در جهان اسلام هستند. آري اگر اين روحيه مورد تضعيف قرار گيرد راه براي دخالت هاي گسترده استکبار باز مي شود.  بدون ترديد تعاليم مطرح در تصوف و ساير فرق حتي اگر ادعاي تشيع کنند از ناحيه استکبار خطري در خور توجه محسوب نمي شوند. زيرا ديني که آنها ترويج مي کنند به نحوي انسانها را به عدم دخالت در سرنوشت اجتماعي سوق مي دهد و همين موضوع(عدم دخالت در سرنوشت جامعه) غرب مدعي سر پرستي جامعه را بي رقيب مي کند.

با توجه به اين موضوع ، بدون ترديد تقويت فرقه ها  متناسب با فرهنگ ويژه جهان اسلام و ايران اسلامي يک راهبرد  اساسي براي غرب محسوب مي شود و در ايران هم تصوف به ويژه گرايش گنابادي که هماهنگي ظاهري بيشتري با تشيع دارد، مورد حمايت قرار مي گيرد. دراويش چه بدانند چه ندانند؛ چه بخواهند و چه نخواهند قطعه اي از پازل دشمن براي کنترل جريان بيداري اسلامي در جهان هستند. آنچه در اين نوشتار ما به دنبال آن هستيم نگاه به تصوف و فرق از اين زاويه است..........

ادامه دارد....

همه با هم هم سیبیل را احیا می کنیم. برای دفاع از حقوق مردان، سیبیل هایمان را که از قدیمی ترین نمادهای مردانگی است تا اطلاع ثانوی اصلاح نمی کنیم

 

نوشته شده توسط دلسوز در 14:36 | | لینک به این مطلب