عنوان مقاله:
آرمانهائي که انقلاب اسلامي براي تحقق آنها در ميان حيرت جهاني به وجود آمد در صحنه تحقق در مقياس ملي،منطقه اي و جهاني در محيط کارشناسي و تصميم سازي بخشي نگر ضرب مي شود.
ظرفيت نگاه بخشي به کارشناسي مدرن وارداتي در کشور که از پايگاه تفکيک تکامل مادي از تکامل معنوي نيز لجستيک ارزشي مي گردد ؛ به تناوب يکي از دو آسيب عمده ذيل را براي آرمانهاي انقلاب ايجاد نموده است:
1. توجه بيشتر به شاخص هاي توسعه يافتگي در کنار توجه کمتر به شاخص هاي تکامل انقلاب در مديريت و برنامه ريزي کشور (عدم اولويت آرمانهاي انقلاب در نظر برنامه ريزان کشور)
2. نگاه انحلالي به شاخص هاي تکاملي انقلاب در شاخص هاي توسعه يافتگي و تعيين جايگاه براي شاخص هاي انقلاب اسلامي در نظام شاخص هاي توسعه يافتگي در مديريت و برنامه ريزي کشور(انکار خاستگاه اسلامي آرمانهاي انقلاب)
کارشناسان و تصميم سازان کشور، که حوزه هاي کارشناسي را از هم تفکيک مي کنند خطر کارکرد يکپارچه شاخص هاي توسعه درايجاد بستر اجتماعي متناسب با فرهنگ مادي را ملاحظه نمي کنند و عدم توجه به حاکميت نقشه جامع کارشناسي بر تخصص هاي بخشي در کنار انکار تأثير گذاري تکامل مادي در تکامل الهي از سوي حوزه، منجر به انحلال تدريجي فرهنگ جهت گيري هاي انقلاب اسلامي در هاضمه ي تخصص هاي مدرن مي گردد.
تغيير شاخصه هاي عيني زندگي اجتماعي در بخش ها مختلف در تحقق براي تغيير نظام حساسيت ونظام فکري و نظام رفتاري انسان ها برنامه ريزي مي نمايد و در راستاي تحقق اين شاخص ها ضرورت ساختارهاي اجتماعي مدرن را تئوريزه و به پذيرش تصميم گيران نظام مي رسانند و اين به معناي عدم هماهنگي نظام تصميمات مديريت کلان با جهت گيري هاي انقلاب اسلامي مي باشد اين بستر سازي غافلانه در صورت عدم توجه نهادهاي انقلاب به موضوع مطالبه اجتماعي آرمانهاي انقلاب مي تواند سرعت بيشتري يابد و برنامه ريزي براي چالش هاي سياسي، فرهنگي و اقتصادي در جامعه را سطحي معنا مي نمايد.[1] تحليل فوق درموضوع پر غائله عدالت درک تطبيقي روشني دارد. نگاه بخشي انديش کارشناسي دانشگاه که از مبناي تفکيک تکامل مادي از تکامل معنويِ حوزه، مشروعيت ديني مي يابد در مواردي به تغيير نگاه برنامه ريزان کشور به اولويت عدالت منجر شده است ودر شرايط فعلي که اين موضوع در اولويت برنامه ريزي کشور قرار گرفته است در مسير خطرناک انکار تدريجي خاستگاه اسلامي عدالت گام بر مي دارد. ادعاي کارشناسان در واضح بودن مسير علمي تحقق عدالت در کشورهاي توسعه يافته چيزي جزء انکار خاستگاه ديني آرمانهاي انقلاب نمي باشد.
2. بررسی راهبردهای مقابله با انکار خاستگاه اسلامی آرمانهاي انقلاب و آرمان"عدالت و پيشرفت توأمان"
براي مهار اين کارکرد خطرناکِ کارشناسي موجود در قبال آرمانهاي اسلامي انقلاب ضرورت دارد پتانسيل کل نيروهاي انقلاب اسلامي در مسير ايجاد اجتماعي دو بنيان ذيل مهندسي جديد شود.
1. مطالبه اجتماعي و ساختار مند آرمانهاي انقلاب به محوريت آرمان عدالت و پيشرفت توأمان به سوي افق تثبيت چرائي، چيستي و چگونگي آرمانهاي انقلاب اسلامي در "ذهن اجتماعي" ايران از طريق ايجاد تکامل در نقش اجتماعي مساجد و هيئات و پرهيز از واگذاري اين مأموريت به احزاب و نهادهاي مردم نهاد.
2. نقد و نقض تخصص ها و تئوري هاي کارشناسي به محوريت تبيين عدم کارائي عقلانيت و کارشناسي موجود براي تحقق آرمانهاي اسلامي انقلاب و آرمان عدالت و پيشرفت توأمان؛که اين امر زمينه علمي طرح توانمندي عقلانيت دين محور در برنامه ريزي براي "عدالت و پيشرفت توأمان" و ديگر آرمانهاي اسلامي انقلاب را در قالب" الگوي پيشرفت اسلامي" فراهم مي آورد.
نتيجه محورهاي راهبردي فوق - که توجه دلسوزان انقلاب را مطالبه مي کند- تئوريزه شدن آرمانهاي اسلامي انقلاب و آرمان "عدالت و پيشرفت توأمان" در بخش تصميم سازي نظام در سه سطح ذيل است:
1. تئوريزه شدن "عدالت و پيشرفت توأمان" و آرمانهاي اسلامي انقلاب در فضاي کارشناسي تخصصي موجود
2. تئوريزه شدن "عدالت و پيشرفت توأمان" و آرمانهاي اسلامي انقلاب در فضاي کارشناسي انقلابي و اجرائي
3. تئوريزه شدن "عدالت و پيشرفت توأمان" و آرمانهاي اسلامي انقلاب در فضاي کارشناسي تخصصي عقلانيت دين محور
تئوريزه شدن يا ارائه درک تفصيلي و کاربردي از "عدالت و پيشرفت توأمان" و آرمانهاي اسلامي انقلاب زمينه قضاوت اجتماعي در مورد چالش هاي اجتماعي را فراهم مي آورد و اين به معناي هماهنگ سازي وجدان علمي جامعه با جهت گيري هاي ولايت مطلقه فقيه[2] مي باشد. در شرايط فعلي از نفي مفهوم عدالت اجتماعي غربي- که بعد ازتحقق شاخصه هاي توسعه وعده آن داده شده است.- و نفي نگاه به عدالت بدون توجه به شاخصه هاي پيشرفت جامعه معناي اجمالي "عدالت و پيشرفت توأَمان" در ادبيات انقلاب متولد شده است. بنابراين لازم است که اين معنا در ادبيات انقلاب که جهت جامعه را تبيين نموده است از پايگاه درک تئوريک و تفصيلي کاربردي که همان الگوي پيشرفت اسلامي است در صحنه تصميم سازي نظام پشتيباني گردد.
بديهي است که به دليل عدم توقف برنامه ريزي عيني؛ اگر الگوي پيشرفت اسلامي توليد نشود انقلاب اسلامي در عمل مجبور به پذيرش الگوهاي غربي مي گردد.
3. بررسی تلاش های اجتماعی برای تئوریزه کردن آرمانهای اسلامی انقلاب و آرمان"عدالت و پيشرفت توأمان"
در ميان تلاش هاي عقلاني با حفظ اين مقياس در سطوح سه گانه فوق الذکر آثار ذيل توليد شده است:
1/3. بیان اجمالی نظام مفاهیم کارشناسی مدرن در تبیین ضرورت، موضوع و هدف مفهوم توسعه یافتگی
1. چگونگي تئوريزه شدن "عدالت، توسعه و اعتماد" در کارشناسی غربی
برای تبیین جایگاه علمی عدالت در کارشناسی موجود، چگونگی تئوریزه شدن "جامعه تاریخی"، چگونگی تئوریزه شدن "جامعه اقتصادی" و چگونگی تئوریزه شدن "توسعه جامعه" به عنوان مهره های اصلیِ ساختارِ ضرورتِ توسعه یافتگی مورد بحث قرار می گیرد. همچنین در کارشناسی موجود چگونگی تئوریزه شدن "فرآیند تولید ثروت"، چگونگی تئوریزه شدن" فرآیند تحقیق" و چگونگی تئوریزه شدن" فرهنگ سودآوری" به عنوانِ ساختارِ هدفِ توسعه یافتگی مورد بحث قرار می گیرد. چگونگی تئوریزه شدن" فرآیند تولید " و چگونگی تئوریزه شدن" فرآیند تقاضای موثر اجتماعی" و چگونگی تئوریزه شدن "فرآیند اختیارات اجتماعی" هم، ساختارِ موضوعِ توسعه یافتگی را در کارشناسی نظام سرمایه داری بحث می کند. به عبارت دیگر بر مبنای مفاهیم "جامعه تاریخی"،"جامعه اقتصادی" ، "توسعه جامعه"،"فرآیند تولید ثروت"، " فرآیند تحقیق" ،" فرهنگ سودآوری" ،" فرآیند تولید " ،" فرآیند تقاضای موثر اجتماعی" و "فرآیند اختیارات اجتماعی" "ضرورت، هدف و موضوعِِِ" توسعه یافتگی مدرن به تفاهم اندیشمندان جامعه می رسد.
1/1/3. بررسی اجمالی تعارض مفهوم جامعه تاریخی با خاستگاه اسلامی آرمان عدالت در کارشناسی غربی
در محور تئوریزه کردن " جامعه تاریخی" بر مبنای کارشناسی موجود، چون کیفیت نیاز و ارضاء محدود به دنیا و طبیعت تعریف می شود متغیرها و عوامل تولید مادی که شامل: علم و فن، انرژی طبیعی ، منابع طبیعی و روابط انسانی می شود مبنای تقسیم ادوار مختلف زندگی بشر قرار می گیرد. بر مبنای عوامل چهارگانه فوق تاریخ زندگی بشر به چهاردوره تاریخی:
الف: دوره تاریخی اولیه یا دوره حفظ وتداوم حیات طبیعی.
ب: دوره تاریخی متکی بر انقلاب کشاورزی یا دوره حفظ و تداوم حیات اجتماعی.
ج: دوره تاریخی متکی بر انقلاب صنعتی یا دوره حداکثر کردن تولید با تخصیص منابع محدود به روابط تولیدی.
د: دوره تاریخی آینده یا سازگار نمودن تولید اقتصادی با شرایط حفظ تعادل محیط زیست.
تقسیم می شود. عدالت در هریک از این دوره ها متناسب با نسبت رشد و توسعه جوامع -که بر مبنای عوامل تولید تعریف می گردد- در وجدان عمومی جوامع تعریف می شود.
در نظام مفاهیم مطرح شده در چگونگی تئوریزه شدن "جامعه تاریخی" تاریخ زندگی بشریت از اول تا آخر به محوریت عوامل تولید تفسیر می گردد و این به معنای عدم ملاحظه روابط اجتماعی انبیاء در تکامل تاریخ است. طبیعی است که در صورت عدم نقد نظام مفاهیم تئوریزه کردن "جامعه تاریخی" از بنیان خاستگاه اسلامیت آرمانهای انقلاب و آرمان عدالت نفی می گردد.
2/1/3. بررسی اجمالی تعارض مفهوم جامعه اقتصادی با خاستگاه اسلامی آرمان عدالت در کارشناسی غربی
در محور تئوریزه کردن " جامعه اقتصادی" بر مبنای کارشناسی موجود، سیر تحول جوامع از جوامع سنتی به جوامع مدرن دو اثر عمده را در زندگی بشر ایجاد کرده است. فرآیند مدرنیزاسیون ، ساختار سنتی تولید اقتصادی جوامع را با تغییر در چارچوب روابط اجتماعی تغییر داده است. همچنین باعث افزایش نرخ رشد جمعیت گردیده است.
بر مبنای تحلیل فوق چرخه زندگی اقتصادی بشر از ارتباط متقابل جمعیت و کیفیت تولید تبعیت می کند. جمعیت برای فراهم کردن وسائل تأمین و تداوم زندگی، بخشی از نیروی انسانی خود را در اختیار فرآیند تولید قرار می دهد. ذخایر علمی و فنی جامعه در تلفیق با منابع طبیعی در دسترس، تولید خاصی را در اختیار بشر قرار می دهد. بر مبنای فوق عدالت اجتماعی در تعادل جمعیت و تولید و کیفیت تولید و الگوی توزیع در هر دوره تاریخی تئوریزه می گردد.
به عبارت دیگرکارشناسی موجود در بخش چگونگی تئوریزه شدن "جامعه اقتصادی" مفهوم عدالت را تابع فرآیند عوامل فوق تعریف می کند و این به معنای تبعیت مفهوم عدالت از تعادل معیشتی است ، که براین اساس تعادل معیشتی هم تابع عوامل مادی تولید ، بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی از تعادل معیشتی سنتی به تعادل رفاه تغییر یافته است. روشن است که نظام مفاهیم فوق که "جامعه اقتصادی" را تئوریزه می کند همانند نظام مفاهیم مطرح شده در " جامعه تاریخی" نقش انبیاء را در روابط اجتماعی مورد انکار قرار داده است و در صورتی که همین معانی مبنای برنامه ریزان کشور قرار گیرد به انکار خاستگاه اسلامی مفهوم عدالت در جامعه منجر می گردد.
3/1/3. بررسی اجمالی تعارض مفهوم جامعه اقتصادی با خاستگاه اسلامی آرمان عدالت در کارشناسی غربی
در محور چگونگی تئوریزه کردن " توسعه جامعه" بر مبنای کارشناسی موجود، گذار تاریخی از جوامع سنتی به جوامع مدرن بر محور علم وفن صورت گرفته است. به عبارت دیگر گسترش علم وفن منجر به توسعه استفاده بشر از منابع طبیعی، توسعه روابط اجتماعی و منابع انرژی شده است. این توسعه در عوامل تولید به معنای تغییر در محدودیت تولید است. و تغییر محدودیت در تولید محور تحول تمدن مدرنیته می باشد.
تحول در علم وفن که از طریق تبدل در روش کشف علم از تجربه و خطا در صحنه تولید سنتی به مطالعه کتابخانه ای و آزمون های آزمایشگاهی و کشف معادله در تولید مدرن وتبدل در روش انتقال علم و فن از شاگردی و ممارست در صحنه تولید صنعتی به دوره های آموزشی از پیش تدوین شده در تولید مدرن ایجاد شده است در قدم بعد به تحول در روابط اجتماعی از روابط انسانی قومی در جامعه سنتی به روابط انسانی مدنیت در جامعه مدرن تبدیل شده است و در روابط مدرن، انسانها در سرنوشت نظام های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مشارکت می کنند. این مشارکت که به معنای مشارکت و همکاری همگانی در راستای تولید و اهداف مادی می باشد در نهایت خود انقلاب در تحقیق،انقلاب در صنعت، انقلاب در هنر را ایجاد کرده است. بر مبنای نظام مفاهیم مطرح در "توسعه جامعه" تعادل و عدالت در همه روابط انسانی و روابط معیشتی و... به محوریت تولید تعریف گردیده است و این مفاهیم نیز مانند مفاهیم مطرح شده در "جامعه تاریخی" ،"جامعه اقتصادی" هیچ نقشی برای دین در تحولات تکاملی جامعه قائل نیست.
علاوه بر مفاهیم "جامعه تاریخی"،"جامعه اقتصادی" ، "توسعه جامعه" که در نظام مفاهیم آن نقشی برای ادیان الهی و دین مبین اسلام قائل نشده است در مفاهیم مطرح شده در تئوریزه کردن چگونگی"فرآیند تولید ثروت"، " فرآیند تحقیق" ،" فرهنگ سودآوری" ،" فرآیند تولید " ،" فرآیند تقاضای موثر اجتماعی" و "فرآیند اختیارات اجتماعی" هم نفی خاستگاه اسلامیت عدالت و دیگر آرمانهای انقلاب اسلامی قابل بررسی است که ان شاء الله این تعارض ذاتی میان کارشناسی موجود و آرمانهای انقلاب را در فرصتی دیگر به تفصیل بررسی می نمائیم.
در آثار علمی تولیدی بر مبنای فلسفه شدن اسلامی علاوه بر تبیین کیفیت تئوریزه شدن عدالت مادی موارد ذیل هم تئوریزه گردیده است:
2. چگونگي تئوريزه شدن " تکامل، عدالت و اعتماد" بر مبناي عقلانيت دين محورِ فلسفه شدن اسلامي[3]
3. تئوریزه شدن رويکرد دولت نهم در سطح اجرائيِ انقلابي به موضوع عدالت که مهمترين اثرش ارائه الگوي جديد مديريت استاني در اداره کشور با رويکرد انقلاب مي باشد. این رویکرد اجرائيِ انقلابي قابليت طرح علمي در دانشگاه را دارد. به عبارت ديگر ايجاد تلاش علمي براي اثبات علمي مديريت استاني به تئوريزه شدن "عدالت و پيشرفت توأمان" و ساير آرمانهاي اسلامي انقلاب در وجدان علمی جامعه منجر مي گردد.
علی کشوری
قم- 5 بهمن 1387
والسلام علی من اتبع الهدی
[1] . از اين رور است که تصميم گيران جهاني با اطمينان از جهاني شدن گرايش به توسعه يافتگي و ايجاد محيطي متناسب با حاکميت ارزشهائي مادي ، عبارت احترام به اديان و عقايد را در منشورهاي سازمان ملل گنجانده اند.
[2] . ولايت مُفَوِّضِه مطلقه اجتماعي فقيه
[3] . به کارگيري عقلانيت دين محور علامه سيد منيرالدين حسيني الهاشمي در تئوريزه کردن مفهوم" تکامل و عدالت و اعتماد" با رويکرد ميداني تا سطح سياست هاي کلان توسط حجت الاسلام و المسلمين صدوق صورت گرفته است.

